بحران خشونت های اجتماعی اخیردرجامعه جوان مغان زنگ خطری است که علیه آسایش وامنیت جامعه مغان به صدادرآمده است.رشد آسیب های اجتماعی در سالهای اخیر جامعه جوان مغان را با معضل جدی مواجه نموده است. پارساباد مغان به علت مهاجرپذیر بودن ومهمتر ازآن به علت نزدیکی روستاهای اطراف به آن روزانه پذیرای خیل کثیری جمیعتی از اقشار وصنوف مختلف می باشد اکثر این جماعت را قشر جوان تشکیل می دهد که با مهاجرتهای روزانه،باعلایق وسلایق مختلف به صورت سیال درسطح شهرپراکنده میگردندکه این اجتماع بروز اختلاف سلیقه ها وبرخی برخوردها راگریزناپذیر نموده است.رسیدگی به وضعیت روستاهای اطراف وگسترش امکانات درروستاهای بزرگ وبخش هاوتبدیل آنها به شهروشهرستان وتوسعه فضاهای ورزشی تفریحی درآنهامیتواندبارمهاجرتهای روزانه وسیل هجوم روستاهای اطراف به شهرراکاهش دهدکه این اقدام علاوه برکاهش آسبهای اجتماعی درمنطقه مستقیمابه رشدسطح آسایش درشهرمی انجامد.
آسیب های اجتماعی که امروز گریبانگیر جامعه جوان مغان می باشدزاییده بحران بیکاری،عدم تحرک اجتماعی وفقدان گردش نخبگان درجامعه می باشد.وخصوصا نتیجه برخی برخوردهای غلط ونامناسب باجوانان ونوجوانان درسالهای گذشته توسط ماموران وپرسنل های برخی نهادها می باشد.
برخوردهای غیر اصولی وغیرکارشناسی با آسیبهای اجتماعی می تواند جامعه را باتهدید بزرگتری مواجه نماید متاسفانه برخی ها همچنان راهکاربرون رفت از بحران خشونت ها وآسیب های اجتماعی را در تداوم سرکوب وبرخوردهای خشن وضربتی می بیننددر حالیکه برخوردهای قضایی وپلیسی در کنترل آسیب های اجتماعی در آخرین مرحله کارقرار دارد.
درباره بحران اخیر ازدید علمی می توان گفت، در این قضیه هر دو طرف درگیر بحران (قاتل ومقتول) قربانی هستند قربانی برخی متغیرهای اجتماعی محیط وشرایط نامساعد آن میباشندا گر چه عوامل محیطی در بروز وپرورش آسیب های اجتماعی یکی از شرایط رشد آسیب ها می باشد اما در این قضیه عوامل محیطی و نهادهای متولی امورمتغییر بزرگی محسوب می شوند.
اکثرمردم مغان درسالهای نه چندان دور گذشته شاهد برخی برخوردهای نامناسب وبه دور از شأن انسانی با قشرجوان درخیابانها ودرانظارعمومی بوده اندکه حتی درچند مورد مردم برای جلوگیری از اینگونه برخوردهابافرزاندانشان به مراجع قانونی وبزرگان شهر نیز شکایت نموده بودندکه بااینحال روزازنو بازاینگونه اقدامات همچنان ادامه داشت.
حال نتیجه این برخوردها جز توسعه خشونت،وندالیسم(1) وبرخی اعمال ضداجتماعی نمیتواندباشدزیرا خشونت، خشونت بیشتر می زاید وبس.نظیربروزفاجعه اخیرورشدخودکشی هاوسایرآسیبهای اجتماعی که بی شک بی تاثیرازاینگونه برخوردهای خشن نمیباشد مثلی میگوید:اگر باد بکارید، طوفان درو می کنید.
بنابراین برای جلوگیری از اینگونه فجایا به جای رویکردمبارزه وسرکوب معلول ها، باید علتها شناسایی شوندوبا ریشه یابی قضیه،به رفع زمینه، وعلل وشرایط مساعد بوجود آورنده آسیب هاپرداخته شودبه عبارتی به جای تخریب ونابود کرن مجرم، باید علل وقوع جرم شناسایی وریشه یابی گرددوزمینه هاوعلل وقوع جرایم ازریشه خشکانده شودوبدین واسطه از رشد جرم ومجرم درجامعه پیشگیری شود.این جمله نافی برخوردهای قانونی باجرم ومجرم نمیباشدبلکه اکثرمردم انتظاردارندعلاوه بربرخوردقانونی بایدتدبیری اندیشیده شود که ازتکرارجرم پیشگیری به عمل آید.نه اینکه بابرخوردهای غلط وغیراصولی یک خلافکارجزء راتبدیل به جانی خطرناک نماییم.
زیراصدوروتجویز هرگونه خشونت وسرکوبگری دربرخوردباآسیبهای اجتماعی ماراه به سرمنزل نمیرساندودفع شر با شرعقلا باطل می باشد.به قول شاعر،خون به خون شستن محال آمدمحال.
درحال حاضر برای پیشگیری ازرشدآسیبها بایدتدبیری اندیشیده شودکه انرژی مستعدقشرجوان درمسیرمناسبی مهار وهدایت گرددوضمن ایجاد بسترهای مناسب برای پرورش استعدادهاباید به توسعه فضاهای دانشگاهی، ورزشی، فرهنگی وتفریحی نیز پرداخته شودونیز بایدبابرگزاری گردهمایی هاوجلسات آموزشی واطلاع رسانی برای قشرجوان سطح آگاهی های این قشر را ارتقاء داد تادرآینده از بروز بحرانها وفاجعه های تلخ جلوگیری گردد.
1) وندالیسم به معنای تخریب کنترل نشده اشیای و آثار فرهنگی باارزش یا اموال عمومی است که یک ناهنجاری اجتماعی به حساب میآید و دلایل متعددی برای آن عنوان میکنند. وندالیسم را در زمره انحرافات و بزهکاریهای جوامع جدید دسته بندی میکنند و آن را عکس العملی خصمانه و واکنشی کینه توزانه نسبت به برخی از فشارها، تحمیلات، ناملایمات، اجحافها و شکستها تحلیل میکنند. وندالیسم از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد








